تبليغاتX
فرهنگ نامه
گزیده ای از فرهنگ نامه انسان شناسی
 بررسی انسان شناختی اوقات فراغت کودکان با تکیه بر موضوعیت کوچه(زهره نظام محله)

بررسی انسان شناختی اوقات فراغت کودکان با تکیه بر موضوعیت کوچه(زهره نظام محله)

azmayeshgah- tarh shahri zohre nezammahale.doc.jpg چکیده :
انسان شناسی شهری رویکردی جامع وکل گرا نسبت به شهر دارد که آن را درهمه ی ابعادش وبه صورت تفکیک شده ودرترکیبی پویا مورد مطالعه قرار می دهد . دراین تفکیک پویا لااقل 7 محور اساسی قابل تمایز ومطالعه هستند .از جمله ی این محور ها 1. فضا، 2. زمان 3. اقتصاد 4. قدرت 5. فرهنگ 6. نشانه 7. بیان است .
درابتدای این بحث سعی می شود که درباره فضای اوقات فراغت کودک بدون حضور وی صحبت شود .بر اساس نظرراپوپورت مبنای رویکرد انسان شناختی به فضا بر درک فضا به عنوان مجموعه هایی پویا از صحنه ها است .بنابر این فضاهای اوقات فراغت هم فضایی است با مجموعه هایی پویا از صحنه ها که قابل تبدیل وقابل عمل به صورت همزمان به دیگرفضاها چون فضای کاری است به عنوان مثال یک فضای اوقات فراغت برای کسانی که در آن کار می کنند ، فضای کاری است. درواقع آنچه که می تواند کارکرد یک فضا را مشخص کند ، کارکرد تعریف به صورت هنجارمند برای  آن است ویا کارکرد اصلی که برای آن به رسمیت شناخته شده است ، درحالی که هر فضا می تواند علاوه بر کارکرد اصلی دارای کارکردفرعی ودُش کارکردو انحرافات نیز باشدو نکته ی دیگر این است که یک فضا می تواند شامل محیط ها ی بی شماری باشد.دررابطه با محیط اوقات فراغت و به طور خاص محیط بازی کودکان این منطقه می توان هم کج کارکردی وهم محیط ها ی بی شمار را داشته باشد. درادامه می پردازیم به فرهنگ ،بالاخص خرده فرهنگ جنسیتی که با توجه به تفکیک هایی که جامعه ی مدرنیته درجهان امروزایجاد کرده از آن مستثنی نیست واین تفکیک جنسیتی درکودکان این منطقه خودش را درنوع بازی آنها وکمرنگ بودن ارتباط دو جنس در هنگام بازی نشان داده است.نکته ی دیگراین که با توجه به گسترش روزافزون شبکه های اینترنتی وامکانات رسانه ای، ما با گسترش انفجارآمیز پورنوگرافی کودکان مواجهیم .اما درمنطقه ی مورد بررسی به دلیل نبودن ارتباطات اینترنتی دراختیار کودکان وکم بودن امکانات رسانه ای به شکل جهانی (به غیر ازرسانه ی ملی) این کودکان تاحدی از این معضل به دور بوده اند.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرزانه رسولی در 86/11/12  |
 مرگی آرام در شهری واژگونه

مرگی آرام در شهری واژگونه

yaddasht-polution.jpg

واژگونگی هوای تهران در پاییز،  پدیده ای شناخته شده است که مرگی آرام اما پیوسته را برای اهالی اش به ارمغان می آورد. سمومی که آرام آرام ریه ها، سلول ها  و خون ما را می آلایند و در کوتاه یا دراز مدت ما را خواهند کشت.  زندگی در این شهر حکایت غریبی است، سوزشی که در دهان و گلویمان احساس می کنیم، نفس هایی که به سختی بالا می آیند و کوه هایی که در پشت غباری هر چه پر رنگ تر پنهان می مانند. و ما که همچون همیشه ترجیح می دهیم به جلو بنگریم و حس هایمان را به فراموشی بسپاریم. زندگی در این شهر زندگانی ای واژگونه است، همچون هوایی واژگون. مردمانی که به سرعت به سراغ کارهایی می روند که انجامشان نمی دهند، آدم هایی که به کوه ها می روند و سنگ ها را راه حلی برای مشکلات خود می بینند، مردمانی که  سخن می گویند، اما به غیبت، و از آدم هایی که نمی خواهند هیچ چیز درباره آنها بشنوند، آدم هایی که لب به شکوه می گشایند اما از نابخردی هایی که خود دلیل اصلی آنها هستند، مردمی که همیشه مشکل را در یک «دیگری» جهنمی  و تقصیر را از آن «آنهایی» می دانند که هر کس ممکن است باشند جز خود  آنها.  مردمانی که  از گذشته های  افتخار آمیز خود  دم می زنند اما خود کمتر از هر کسی به آنها  باور دارند. گویی نوعی مبالغه گویی و خیال پردازی به بخشی از وجود ما تبدیل شده است و همچون دارویی سحرآمیز،  هوایی را که استشمام می کنیم از یادمان می برد. ما آدم هایی هستیم به شدت دلبند نمادها و نشانه هایی که خود ساختیمشان و خود بیش از هر کس دیگری نسبت به خیالین و توخالی بودنشان اطمینان داریم، کلیشه هایی که چه ساده می توان به آنها باور آورد زیرا باوری در کار نیست، و  ظاهر و قیافه هایی که گویی خواسته باشیم آینه را برای همیشه به فراموشی بسپاریم و از فهرست واژگانمان حذفش کنیم. مرگ در انتظار ما است، همانگونه که انتظار همه زندگان را می کشد، اما مرگ در شهری خاموش و واژگونه، مرگ در هوایی که به سختی می توان آن را از میان انبوهی از دود  و غبار و ذرات معلق و اکسید کرین و  فرمول های ریاضی و منحنی های آلایندگی و خطرات احتمالی و  تهدید های واقعی و ... یافتش و به ریه هایی خسته رساند.
فردا روز دیگری است، روزی باز هم آلوده ، با کوه هایی که قربانی عطش بی پایان ما به زندگی کردن در مدرنیته  و جهانی شده اند که برای ما جز میراثی مرگبار  چیزی در بر نداشته است: مدرنیه ای که به ما آموخته است  که چگونه  آلودگی را تشخیص بدهیم، چگونه خطرات را رصد کنیم، چگونه تخت های بیمارستانی، و بیماران و پزشکان و پرستاران و  گورستان ها و بیماری ها و علل مرگ و تصادفات و  معلولین و مال باختگان و جان باختگان و آب رو های ریخته و شرم های فرو خورده و  زندگی های برباد رفته و ... را ببینیم و احساس کنیم و بسنجیم و بشماریم و ثبت کنیم و تحلیل کرده و دفاتر بزرگمان را به یادگارشان سیاه کنیم، و بعد... باز هم به زندگی به سوی مرگی آرام و در شهری واژگونه ادامه دهیم...  

 برگرفته از یادداشتهای دکتر ناصر فکوهی

|+| نوشته شده توسط فرزانه رسولی در 86/11/12  |
 دختر تحصیل را مى خواهد چه كند؟!

دختر تحصیل را مى خواهد چه كند؟!


طبق داده هاى یونیسف، 60 درصد از 110 میلیون كودك 6 تا 11 ساله محروم از مدرسه در جهان دختر هستند.

طبق آمار صندوق كودكان سازمان ملل (یونیسف) 65 میلیون دختر در سراسر جهان از آموزش و تحصیل محرومند كه این موضوع خط فقر مفرط، مرگ در دوران كودكى، ایدز و همچنین خطر انتقال به نسل آینده را افزایش مى دهد؛ این در حالیست كه اگر یك دختر بدون آگاهى بزرگ شود و اطلاعاتى از مهارت هاى زندگى نداشته باشد، خطرات بیشترى او را نسبت به همتاهاى تحصیلكرده اش تهدید مى كند و این دختر، ناقل این خطرات به نسل هاى آینده نیز خواهد بود.

«مریم شربتدار قدس» مدیر كل دفتر امور بانوان وزارت آموزش و پرورش با اشاره به زمینه هاى فرهنگى، اقتصادى و ضعف دولت ها در رساندن امكانات آموزشى به كودكان در محرومیت از تحصیل دختران مى گوید: به نظر مى رسد عمده دلیل محرومیت از تحصیل دختران مشكلات اقتصادى خانواده ها باشد، از این رو وزارت آموزش و پرورش در این زمینه طرح آموزش از راه دور را براى این كودكان در نظر گرفته تا شاید از نظر اقتصادى و فرهنگى برخى مشكلاتشان حل شود.

این اظهارات در حالیست كه به گفته محققان بزرگترین مانع تحصیل دختران در كشورهاى مختلف شهریه هاى مدارس است. زمانى كه خانواده مجبور به پرداخت شهریه براى آموزش فرزندانش باشد، ترجیح مى دهد كه پسران خود را به مدرسه بفرستد و از تحصیل دختران صرف نظر كند؛ هر چند كه فى نفسه نمى خواهد مانع رفتن دخترانش به مدرسه شود.

«پیرانى»، مشاور امور بانوان وزیر آموزش و پرورش در سیستان و بلوچستان با اشاره به فراهم بودن بازار كار در كشورهاى حوزه خلیج فارس بیان مى كند: گاهى اوقات پدر خانواده براى كار به این كشورها مى رود و خانواده وى در كشور رها مى شود؛ در نتیجه مشكلات فراوانى براى زنان به عنوان سرپرست خانواده و كودكان آنها ایجاد مى شود، بنابراین چندان رغبتى براى ادامه تحصیل به دلیل مشكلات ایجاد شده از خود نشان نمى دهند.

«شربتدار قدس» با بیان این كه در برخى مناطق، دورى از تحصیل تنها دامنگیر دختران نبوده و حتى پسران نیز از تحصیل محروم هستند تصریح مى كند: زمانى كه مسئله اقتصادى، در محرومیت از تحصیل مطرح مى شود پسران را هم درگیر مى كند، به گونه اى كه خانواده ها ترجیح مى دهند پسرانشان به سمت مشاغلى مثل كشاورزى بروند و حتى در برخى استان ها با روى آوردن به سوى كارهاى خلاف تحصیل را رها مى كنند.

به گفته وى بُعد اقتصادى محرومیت از تحصیل در استان هاى محروم كشور بیشتر به چشم مى خورد كه طبیعتاً ناشى از فرهنگ غلط و فقر فرهنگى موجود در این استان هاست كه پدران آنها نیز با آن دست به گریبان بوده اند و آنها فكر مى كنند كه تحصیل مانع از درآمدزایى آنها مى شود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرزانه رسولی در 86/11/12  |
 انسان شناسی سحر و جادو

انسان شناسی سحر و جادو (درباره مطالعات ژان فاوره سادا)(4)

pareha-favret sada 4.jpg

قاعده اول: افراد تنها زمانی به نفرین شدن فکر می کنند که نگون بختی هایشان  تکرار می شود و تداوم می یابد و این امر لزوما نباید در مورد یک شخص اتفاق بیافتد، بلکه اگر بر سر یک واحد زندگی، یک خانوار، یا یک محل نیز بیاید، همان اثر را دارد.
قاعده دوم: افراد تنها زمانی به جادوگران فکر می کنند، که کسی آنها را به سوی آنها بکشد. در مورد ژان بابن، چون خود او نسبت به این مسائل مشکوک بود، مادرش به شهر رفت تا یک درمانگر «مغناطیسی» را ببیند. و همین شخصیت اسرار آمیز بود که از زوج خواست فکر کنند چه کسی بد آنها را می خواهد. خانواده بابن این آدم بدخواه را پیدا کردند: احتمالا این آدم کسی نبود جز همسایه ای که سالها پیش از  ژان بابن خواسته بود با خدمتکارش که از وی صاحب  فرزندی نامشروع شده بود، ازدواج کند، اما ژان قبول نکرده بود.
به نظر فاوره سادا، فرایند همواره یکی است: برای آنکه کسی تصور کند قربانی یک سحر شده است،  لازم است که کسی این را به آن فرد اعلام کند. از این زمان جستجو برای یافتن یک  «سحر گشا» آغاز می شود. دو نوع از این افراد وجود دارند: نخست گروهی که از طریق «کار نیک» وارد عمل می شوند، یعنی از  قربانیان در برابر  حملات  ساحران حمایت می کنند . کشیشان جن گیر و برخی از درمانگران که طلسم هایی به افراد در برابر چشم زخم  می دهند تا به خود آویزان کنند، از این جمله اند. اما قدرت این گونه از «سحر گشایان» محدود است. اگر  مصیبت قربانی،  ادامه پیدا کند،  باید «از طریق شر» وارد کار شد. در این حالت نیاز به افراد متخصصی است که به انداز کافی  «قوی » باشند تا شر را دریافت کنند و آن را به طرف مقابل برگردانند.
قاعده سوم : به «سحر گشا» یی که می خواهد از طریق شر عمل کند باید همه چیز را گفت. او است که احتمالا به قربانی کمک خواهد کرد که  منشاء شر را یافته و هویت ساحر را از طرق جادویی کشف کند. خانم فلورا (Flora) که ژان فاوره سادا، رفته رفته بدل به دستیار او می شد، در فال  ورق تخصص داشت. اما هیچ کدام از  این چیزها  «نباید به کسی که کاری از او بر نمی آمد، گفته می شد » و حتی در میان افراد خودی هم نباید حرف این مسائل مطرح می شد. به همین دلیل بود که فاوره سادا به مثابه یک مردم نگار ناچار بود که نقشی فعال را در نظام جادویی بپذیرد.
سرانجام باید به نکته نیز اشاره کرد که عملیات  سحر زدایی درجندین جلسه انجام می گرفت. در این جلسات ازوردها و حرکات خاص مناسکی استفاده می شد برای مثال سوراخ کردن قلب یک گاو یا سرخ کردن نمک در یک قابلمه. هدف آن بود که قدرت جادویی را علیه خود آن بازگرداند و بدین ترتیب آن را بی اثر کرد. فاوره سادا به چندین مورد از مرگ جادوگران مفروض اشاره می کند که ظاهرا در روزهای بعد از اجرای برنامه های مناسکی اتفاق می افتاد.  سپس تصور می شد که نفرین از میان رفته است، با این وجود نفرین های دیگری می توانستند از راه برسند زیرا مردم معتقد بودند که  تعداد جادوگران زیاد است.
جنگ واژگان
بدین ترتیب در انتهای این روایت تفصیلی  که فاوره سادا در کار خود ارائه می دهد، ما می فهمیم که موضوع سحر و جادو در منطقه بوکاژ به گروهی از باورهای مبهم محدود نشده بلکه  شامل نظام کاملی  از تفسیر ها با زبان، با مناسک و با موقعیت های تکرار شونده می گردد. سادا می نویسد: سحر و جادو « کلامی است که تاکید دارد»  در اینجا زبان و واژگانی خاص وجود دارد: برخی از واژگان تکرا می شوند  مثل واژه «سحر گشایی» یا «سحر زدایی»(désorceler) اما واژگانی تخصصی هم وجود دارد مثل «encrouilleur» ( کسانی که اسیر می کنند) ، «être pris» یعنی به بند افتادن، «vouloir du mal» (بد کسی را خواستن) ، «être fort» ( قوی بودن برا جذب شر ) «y faire » «ne pas y faire» ( درمان کردن یا دران نکردن). اگر از چنین کلمات  اسرار آمیزی استفاده می شود دلیلش آن است که در  سحر و جادو « عمل، در کلمه است» و «هر اندازه بیشتر از آن صحبت کنند، بیشتر گرفتارش می شوند» . منشاء «شر» به کلامی  ربط داده می شود که روزی به وسیله یک  جادوگر ادا شده است. اما درمانگر هم زیاد حرف می زند یعنی خطر می کند تا بتواند  قربانیان را نسبت به قربانس شدنشان آگاه کند. و کلماتی که آنها به کار می گیرند  گویای شرایطی است که در آن جنگی مرگبار وجود دارد. ساحر به دلیل حسادت و یا به دلیل اینکه به صورت «عینی»  مورد توهین قرار گرفته،  بر آن است که قربانی خود را  تخریب کند، به بیماری دچار کرده  و یا حتی تا مرگ پیش ببرد. فرد «سحر گشا» شر را  در وجود خودش جذب می کند  و آن را به سوی  کسی که آن را ایجاد کرده، با همان هدف بر می گرداند.  «بحران سحر» در واقع  به نوعی کشتن فراطبیعی  مربوط می شود  که گاه به یک قتل  واقعی بدل می شود: زمانی که  قربانی  که طاقتش به پایان رسیده  تفنگش را بر می دارد و  به سراغ کسی که تصور می کند او را نفرین کرده می رود و او را واقعا به قتل می رساند.

|+| نوشته شده توسط فرزانه رسولی در 86/11/12  |
 پارادوکس سنت ومدرنيزم:

پارادوکس سنت ومدرنيزم:

زنان سنتی وزنان مدرن

 paradoxical situation of women

 One of the most important issues of  development in Iran ,is paradoxes of tradition & modernity .In this spher situation of women is a most critical field . Central reason of this subject lie in matters  that in Islam as called tradition world, has a big challenges about status and role of women in society. In iran from Reza Shah epoch, by act of "veil discovery" spread of modernity & modernism concepts & opportunities had appeared. In contemporary of Iran role of women & their situations is a problem  yet. This article focused on situation of women in tradition & modernity positions in Iran. 

 

يکی از مهمترين دغدغه های اساسی وبحران زای رويارويی سنت ومدرنيزم در ايران از همان بدو اوح کيری نوکرايی در ايران در عصر رضا پهلوی بويژه با وقوع پديده کشف ححاب ؛ تعامل يا تقابل ميان زن ومرد است. از همين رو در فرايند سکولاريزاسيون ونوکرايی در حوزه های عمومی وخصوصی ؛ راهيابی حکونکی برون رفت از تضاد های ميان زن ومرد يکی از مهمترين فراز های توسعه ای ايران امروز بشمار ميرود. در مطلب حاضر به شناسايی برخی از ابعاد اين تضاد وتمييز موقعيت پارادوکسيکال زنان در حامعه ايران  اهتمام می شود:

۱. از نظر حمعيتی: اکثريت زنان ساکن در روستاها وبخش سنتی شهرها را زنان دينی يا سنتی تشکيل می دهند. از سوی ديکر هسته مرکزی زنان وابسته به طبقه متوسط ؛ ساکن در کلانشهر ها ودانش آموخته آموزش عالی را که در اقليت ميباشند زنان مدرن دربر ميکيرد. اين نسبت با کسترش شهرنشينی ؛ مهاحرت روستاييان به شهرها ؛ وفور درآمدهای ارزی بافروش نفت  وطرح های توسعه احتماعی برنامه ريزی شده در زمان پهلوی دوم بتدريح تغيير کرده و اکثريت نسبی زنان سنتی رو به کاهش واقليت مدرن دربين آنان  رو به افزايش نهاد .اين فرايند در سالهای پس از انقلاب باوحود عدم پيکيری از سوی سياستکذاران  وبرنامه ريزانی که مبتنی بر باورهای سنتی ودينی درپی کاهش نقش وحضور زنان  در حامعه بودند؛ به دليل نهادينه شدن برخی ساختارهای بنيادين آن در حامعه به روند رشد خود ادامه داده ودردهه هفتاد با ظهور وورود نسل نوحوان وحوان متولد شده در سالهای نخست انقلاب سطح مطالبات توسعه ای آنان رو به کسترش نهاد .

۲.از نظر سني: بخش مهمی از نسل ميانسال وسالخورده مناطق مسکونی روستايی وحاشيه شهری  را زنان سنتی وبخش قابل توحهی از زنان ودختران تحصيلکرده وحوان ونوحوان نسل حديد يا نسل سومی ها وحهارمی ها يی که در پيش هستندرا زنان نوکرا تشکيل ميدهند. ساختار هرم سنی ايران در سالهای پس از انقلاب به دليل بی تدبيری سياستکذاران دولتی از يکسو وآحاد خانواده های ايرانی بویژه در بخش روستايی از سوی ديکر زمينه ساز بروز پديده ای بنام ورم حمعيتی شدند .اين ورم  مشتمل بر آن نوزادانی است که در سالهای ۵۷-۶۷ يعنی انقلاب تا پايان حنک ؛ بدنيا آمده ودر طول دوران مختلف وارد سنين بالاتر شده و موحی از نوحوانان وحوانان را در برميکيرد که به دليل عدم برنامه ريزی دولت وملت ؛ تحت تاثير آموزه ها وفراورده های تکنولوژيهای ارتباطی نظير ويديو ؛ ماهواره ؛ اينترنت ومحصولات متعدد ديداری وشنيداری صنعت فيلم وسينما مطالبات نوينی را دنبال می کنند .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرزانه رسولی در 86/11/11  |
 
 
بالا