فرهنگ لغتی که من استفاده کردم فرهنگ علوم اجتماعی نوشته جولیوس و ویلیام ل. کولب میباشد به ویراستاری محمد جواد زاهدی مازندرانی و انتشارات مازیار .
در مورد این فرهنگ لغت باید گفت که با اینکه فرهنگی قدیمی است ولی جایگاه با ارزشی
میان فرهنگ ها دارد . چنین فرهنگ هایی که دارای جامعیت در تفکر و رویکرد بین رشته ای و روش شناسی علوم اجتماعی باشند کم هستند ولی این کتاب کم وبیش چنین خصوصیت هایی را دارد. این فرهنگ چون زیر نظر سازمان اموزشی علمی و فرهنگی یونسکو فراهم امده مانع از این شده که این فرهنگ دستخوش جهت گیری سیاسی شود.
این یک ویژگی مهم این کتاب است مخصوصا" با توجه به واقعیت نه چندان خوشایند درموردعلوم اجتماعی در سر تا سر قرن 20 .
تعارض میان دو نظام کاپیتالیسم و سوسیالیسم اگر چه دست مایه های شگرفی برای پارتو
وزیمل و وبر در بر داشته ولی جز اتلاف کار مایه های پیشرفت علوم اجتماعی حاصلی
نداشته است.
این کتاب در صدد بوده تا اصطلاحات کلیدی این رشته را از دیدگاهی فارغ از داوری های
سیاسی تعریف کند که تا حدودی موفق بوده مطلب دیگر اینکه ویراستاری این کتاب بیشتر به کیفیت علمی اثرتوجه کرده بدور از ارزش گذاری.
این کتاب به زبان های دیگر اروپایی ترجمه شده و این بدلیل روشنگری روشمند و دقیق بودن ان است.
مدخل ها دارای سیماهای مختلف هستند در کتاب فوق بغیر از موارد معدود توضیح مدخل ها
چند بخشی است که شامل بخش A :که توضیح معنای دقیق اصطلاح مورد نظر و یا کاربرد
عمومی ان است.
بخش B: شامل زمینه تاریخی ان است. بخشهای C, D, Eشامل تفضیل توضیحات است.
دانش علوم اجتماعی دارای شاخه های متعدد است ولی هنوز فاقد یک زبان فنی جا افتاده
است.حالا سه واژه از این فرهنگ را بررسی می کنیم:
۱ : روح گرایی SPIRITUALISM
به مفهوم مجموعه ای از عملکردها و اندیشه های متکی بر اعتقاد به وجود موجودات معقول وبدون کالبد و اعتقاد به توانایی انسان در ارتباط با ان هاست و ممکن است این اصطلاح به
گونه ای تخصصی تر به کار رود . مخصوصا"در کشورهای غربی روح گرایی به مفهوم
جنبش سازمان یافته ای است که از واسطه های برای ارتباط گرفتن با ارواح و گرفتن
راهنمایی از انان بهره گیری می شود .
۲: فرهنگ دهی ENCULTURATION
A: فرهنگ دهی را میتوان مشروط سازی هشیار یا نا هشیار تعریف کرد که در درون همان
فرایندی از یادگیری روی می دهد که در درون همان فرایندی از یادگیری روی میدهد که از
طریق ان انسان در دوره کودکی و بزرگسالی در فرهنگ خود شایستگی کسب می کند .
:این کلمه که از 1948 از سوی م.ج.هرسکوویتس در علوم اجتماعی متداول شد هنوز
کاربرد وسیع نیافته است طبق تعریف هرسکوویتس اصطلاح فرهنگ دهی با اصطلاح
اجتماعی شدن دارای وجوه مشترک است و با اصطلاح فرهنگ پذیری فرق نمایان دارد.
هرسکوویتس فرهنگ دهی را این گونه تعریف می کند جلوه های تجربه ی یادگیری را که خط فاصل انسان از مخلوقات دیگر به شمار میرود .
فرهنگ دهی اصولا" مترادف با اصطلاح متداول تر اجتماعی شدن است
هرسکوویتس عقیده دارد که فرهنگ دهی اصطلاح وسیع تر به شمار میرود
فرهنگ دهی از این لحاظ با فرهنگ پذیری فرق نمایان دارد که اصطلاح
دوم به اکتساب فرهنگی غیر از فرهنگ جامعه خود شخص و بطور کلی به
اکتساب صفت های فرهنگ توسط یک جامعه از جامعه ی دیگر دلالت میکند.
3: تاج و تخت crown
A: اصطلاح تاج وتخت به سلطان یا قدرت و اختیارات او دلالت می کند. در بعضی زمینه ها
این اصطلاح به موجب چندین فرض قانونی به معنی اعمال اینگونه قدرت و اختیارات از
سوی اشخاصی است که رسما" از طرف سلطان یا به جای او ایفای وظیفه می کنند.
1- در قرون وسطی تاج وتخت دارای عایدی موروثی از منابع مختلفی بود که بسیاری
از نیازمندی های حکومت را براورده می ساخت.
2- در حکومت های پادشاهی پارلمانی که از حکومت کابینی برخوردارند این اصطلاح اغلب شاره می کند به الف- شاه از نظر سمت رسمیش ب- اختیارهیات وزراء به غیر از ان چه به وسیله قانون مقرر گردیده است پ- وحدت اختیار .
قوه مجریه تقسیم می شود به یک رئیس کشور و یک هیات وزراء که قدرت سیاسی واقعی به ان متکی است. پیچیده کردن این تقسیم بندی دو مزیت دارد 1- باعث انعطاف پذیری می شود شاه ممکن است یشتر اختیارات را به وزراء دهد 2- به دولت ها امکان می دهد در عین حفظ حرمت و تقدس مقام سلطنت از نفوذ سیاسی ان بکاهد
|
+| نوشته شده توسط
فرزانه رسولی در
86/07/16
|