میزان استعداد هر فرد بستگی به هویتی دارد که برای خود قائل است.(انتونی رابینز)
سلام دوستای خوبم
و اما جلسه سوم ......
باید بگم اصلا" حالم خوب نبود چون خیلی استرس داشتم اول کلاس استاد مطابق هر جلسه زود کارشو شروع کرد به همراه حرکت دست.از کارهایی که بچه ها باید انجام میدادن صحبت کرد و اونهارو چک کرد از بهترین وبلاگ حرف شد و بعد رفت سر درس ابتدا از خلاصه درس پیش گفت و در مورد درس جدید گفته شد که علم یک زبان عادی نیست و یک بازی زبانی است.تفاوت هاي زبان علمي و زبان عادي و محاوره را بيان كرد.از جمله ي اين تفاوت ها اينكه :
1-زبان عادي زبان عملي است و هدف زبان عادي در محاوره وگفتگو يك هدف عملي مي باشد ولي زبان علمي يك زبان نظري مي باشدو هدف دانشمند ومحقق از زبان علمي يك هدف نظري ميباشد حال ممكن است اين هدف به كمك اهداف عملي هم بيايد ولي نكته ي مهم اين است كه دانشمند در هنگام كشف قوانين و شناخت به دنبال فوايد ومضرات ان نيست بلكه فقط به دنبال شناخت و اگاهي است.2-دومين تفاوت اين است كه احساس در زبان عادي يك امر اجتناب ناپذير است و زبان عادي عاطفي مي باشداما زبان علمي يك زبان تجربي است و به لحاظ عاطفي بي طرف مي باشد3-زبان عادي زبان توصيفي مي باشد و توصيف يك تجربه ي بي واسطه است كه انسان درك كرده است ولي زبان علمي تحليلي مي باشد و به دنبال ريشه يابي وتجزيه وتحليل استو حتي در موارد توصيفي هم در پي يافتن علت مي باشدو توصيف را مقدمه اي براي تحليل مي داند .4-زبان علمي نظام مند است ولي زبان عادي تصادفي مي باشديعني گفت و گو هاي روزمره از قاعده و نظام معيني پيروي نمي كنند اما زبان دانشگاه وعلم زبان نظام مندي است كه از قسمت هاي مختلف تشكيل شده است.6-زبان علم مبتني بر واقعيت است ولي زبان عادي لزوما مبتني بر واقعيت نيست و مي تواند متكي بر ايده ال ها باشد در صورتيكه زبان علمي يك زبان محدود است كه رئاليست يعني واقع گرا مي باشد.
سپس استاد يك فرهنگ لغت انسان شناسي رو باز كرد و شروع به خوندن يك سري لغت كرد بعضي از لغت ها به نظر اشنا مي اومد ولي اكثر لغت ها غريب به نظر مي رسيد.خلاصه اينكه بعد از اينكه استاد لغت هاي زيادي خوند نظر بچه هارو راجع به لغت ها خواست وگفت مطمئن هستم كه معناي هيچ كدوم از اين لغت ها رو نمي دونيد و اگر فكر مي كنيد بلديد اشتباه مي كنيد .اين لغت نامه حدودا مال سي چهل سال پيش بود.استاد لغت نامه ي ديگه اي برداشت شروع به خوندن كلمات كرد.لغت هاي اين كتاب به نظر اشنا تر ميرسيد اين فرهنگ حدودا هفت سال از انتشارش مي گذشت.در واقع استاد اين مي خواست بگه كه زبان ها تابع شرايط اجتماعي اقتصادي و...هستند ودر طول زمان تغيير مي كنند و از زمان اغاز زندگي بشر تا كنون هزاران زبان به وجود امده اند و هزاران زبان نيز از ميان رفته اند وزبان انسان شناسي نيز در طول تاريخ بسيارتغيير كرده است واين تغيير تابعي است ازتحولات اجتماعي.
اولين واژه اي كه بايد معنايش را بدانيم تا بتوانيم با يك زبان علمي اشنا شويم مفهوم مفهم مي باشد كه در فرهنگ علوم اجتماعي به دنبال اين است كه بداند حد و مرز يك واژه ومفهوم كجاست؟ و مي توان اين را معناي معنا يا مفهوم مفهوم دانست .
|
+| نوشته شده توسط
فرزانه رسولی در
86/07/23
|