ارائه کنفرانس «انواع ادبی و شعر فارسی»
خلاصه فصلی از کتاب دکتر شفیعی کدکنی
گذشتگان ما آثار ادبی را به طور عمده بر اساس صورت و شکل ظاهری تقسیمبندی میکردند و همان طوری که میدانیم جز دو قالب شعری غزل و قصیده، دیگر قالبها مانند رباعی، دوبیتی، مثنوی و.. بر اساس شکل نامگذاری شدهاند. دستهبندی و نامگذاری آثار نثر فارسی نیز بر پایه شیوه نگارش آنها بوده است، مانند نثر ساده، مسجع، مصنوع و...
در ادبیات جهان، آثار ادبی بر اساس اندیشه و محتوا به چهار نوع حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی تقسیمبندی شده است که در این تقسیمبندی آثار ادبی به زمینههای اجتماعیشان نیز اشاره شده است.
حماسه: یکی از انواع ادبی و در اصطلاح روایتی است داستانی از تاریخ تخیلی یک ملت که با قهرمانیها و اعمال و حوادث خارقالعاده در میآمیزد. ویژگی اصلی حماسه تخیلی بودن و شکل داستانی آن است در حماسه رویدادهای غیر طبیعی و خلاف عادت فراوان دیده میشود. شاهنامه فردوسی نمونه اعلای حماسه است.
ادبیات نمایشی: گونهای از ادبیات است که در قالب نمایش بر روی صحنه میآید. این گونه ادبیات بیشتر در یونان باستان و روم رواج داشت. موضوع اصلی ادبیات نمایشی پیوند انسان با زندگی و طبیعت است و وظیفه اساسی آن تحلیل روحیات انسان و نحوه برخورد او با حوادث زندگی است. ادبیات نمایشی در غرب به تراژدی، کمدی و درام تقسیم میشود.
ادبیات غنایی: گونهای ازادبیات است که با زبانی نرم و لطیف، با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان میپردازد و بیانگر عواطف و آرزوهای انسان و غمها و شادیهای اوست.
بخش عمده ادبیات ما را شعر غنایی تشکیل میدهد رباعیات خیام، دوبیتیهای بابا طاهر، غزلیات مولوی، سعدی، حافظ و.. از نوع ادبیات غنایی است.
ادبیات تعلیمی: در ادبیات تعلیمی به موضوعاتی مانند دعوت به راستی و درستی، بایدها و نبایدها، پاکی و تهذیب روح، صداقت و ... پرداخته میشود. ادبیات ما نیز با آثاری چون گلستان و بوستان، قابوسنامه، کلیله و دمنه و.. در این زمینه غنی و پر بار است.
اگر این چهار نوع ادبیات را در تاریخ بینیم، میفهمیم که ادبیات حماسی، تاریخیترین نوع ادبیات است. دوران تاریخی ادبیات حماسی، دورانی است که تمدنهای بشری در حال شکلگیری است و بشر هنوز به نیروی بازو و ماهیچه خود متکی است. هر تمدنی در مرحله تاریخی شکلگیری اولیه خود نیاز به روایتی از مدنیت دارد و در عین حال حماسه در دورهای شکل میگیرد که اقتصاد، اقتصاد کشاورزی و دامپروری است و صنعت شکل نگرفته است. به همین دلیل نبردها، حوادث اتفاق افتاده در حماسه به شدت با دامپروری و کشاورزی در ارتباط است.
ادبیات نمایشی (دراماتیک): ژانر تکامل یافتهتری است و متعلق به دورهای است که ملتها شکل گرفتهاند، تمدنها تثبیت شده و صحنه زندگی بشر به سامان رسیده است و نیاز به ابزاری برای بیان شکستها و پیروزیها در چارچوب یک تمدن است در نتیجه ادبیات نمایشی شکل میگیرد. اما موقعیتی میرسد که احساسات و عواطف، خواستههای انسان و فردیت اهمیت پیدا میکند در نتیجه رباعی، دوبیتی، غزل و… بهوجود میآید. ادبیات تعلیمی میخواهد جای انسان را در جامعه بر اساس یک نظم اخلاقی مشخص کند.
شعر اجتماعی: شعری است که لزوما تعلیمی، غنایی، نمایشی و حماسی نیست بلکه بیان تجربه اجتماعی انسان معاصر است. تجربهای که در چارچوب دولت-ملتها، روابط اجتماعی پیچیده زندگی شهری و جامعه مدرن و.. شکل گرفته است. در این فضا است که گونه دیگری بهوجود میآید تحت عنوان سبک و ژانر اجتماعی مثل شعر نیما.
ارائه کنفرانس «روان شناسی اجتماعی شعر فارسی»
خلاصه فصلی از کتاب دکتر شفیعی کدکنی
این مقاله در مورد تخلصها در شعر فارسی است. ویژگی منحصر به فرد شعر فارسی این است که دارای تخلص است. در این مقاله نویسنده دو دیوان را مقایسه و مطالعه کرده است:
1- کتاب «لباب الباب» محمد عوفی که تذکره و زندگینامه شاعران فارسی قبل از حمله مغول(قبل از قرن هفتم ) است.
2- کتاب «فرهنگ سخنوران» نوشته عبدالرسول خیام پور که زندگینامه شاعران فارسی بعد از حمله مغول است.
شفیعی کدکنی پس از بررسی این دو کتاب در انتها نتیجه میگیرد که در کتاب لبابالباب قالب تخلصها بر اساس شغل و کار، خاستگاه اجتماعی، جغرافیایی و... بوده است در حالیکه در کتاب فرهنگ سخنوران که زندگینامه شاعران بعد از حمله مغول است، تخلصها بیشتر بار معنایی غم، رنج و محرومیت داشتهاند.
* برگرفته از وبلاگ خانم اعظم جلالی
|
+| نوشته شده توسط
فرزانه رسولی در
87/03/14
|